الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
97
كتاب النكاح ( فارسى )
خوب است ؛ ولى در تعداد شهود برعكس است . * . . . عن ابى عبد اللّه عليه السلام فى امرأة ارضعت غلاماً و جارية قال : يعلم ذلك غيرها ؟ قال : لا فقال : لا تصدّق ان لم يكن غيرها . « 1 » زنى پسر و دخترى را شير داده آيا شهادت آن زن در مورد رضاع قبول مىشود ؟ از مفهومِ جوابِ امام عموم را فهميدهاند يعنىان كان غيرها و لو واحدة يقبل قولهاپس دو نفر شهادت دهند پذيرفته مىشود . جواب : اين استدلال دو اشكال دارد : 1 - اشكال سندى : روايت مرسله است . 2 - اشكال دلالى : مفهوم اطلاق دارد و اطلاق قابل تقييد است يعنى اگر توانستيم با آن استقراء ، اربعه را ثابت كنيم ، مىتوانيم اين اطلاق را به اربعه تخصيص بزنيم . * . . . و روي انّه تجوز شهادة امرأتين فى استهلال الصبي . . . « 2 » آيا اين روايت است يا فتواى مرحوم صدوق يا يكى از بزرگان اصحاب ؟ عبارت « رُوى » شاهد است كه قول امام رضا عليه السلام نيست و قول يكى از فقهاست . جواب : اشكالات روايت اوّل در اينجا هم هست و بعيد نيست كه اين همان روايت أبو بصير باشد و به فرض كه غير از آن روايت باشد ، چون مرسله است نمىتوان به آن استدلال كرد . نتيجه : دليل قابل ملاحظهاى براى كفايت « شهادت اثنين » در باب رضاع نداريم ، البتّه در باب ميراث روايات متعدّدى نسبت به « عدد اثنين » وجود دارد كه مىفرمايند دو شاهد در نصف ميراث كافى است ؛ ولى اينها به درد بحث ما نمىخورد . دليل قول سوّم ( قول مرحوم سلّار ) : دليل بر كفايت واحده يك روايت صحيحه است : * . . . و سألته عن شهادة القابلة فى الولادة قال : تجوز شهادة الواحدة . . . « 3 » اين روايت در مورد رضاع نيست و بايد با الغاء خصوصيّت يا اولويّت به باب رضاع استدلال كنيم . جواب : روايت سه اشكال دارد : 1 - روايت در مورد ولادت است و اولويّتى بر رضاع ندارد ، چون رضاع پيچيده است و اشتباه و خطا در آن زياد است . بنابراين تعدّى از آن به باب رضاع مشكل است . 2 - احتمال دارد از آن رواياتى باشد كه مىگويد شهادت يك زن در يك چهارم ميراث پذيرفته مىشود يعنى ناظر به ميراث باشد كه قابل تجزيه است و مسئلهء رضاع قابل تجزيه نيست . 3 - بعضى گفتهاند كه اين روايت را بر استحباب در باب رضاع حمل مىكنيم ، يعنى اگر يك نفر هم خبر داد كه اينها با هم شير خوردهاند مستحب است كه به آن ترتيب اثر دهيم چون امر نكاح شديد است ، صاحب جواهر به عنوان قرينه ، كلامى از سيد مرتضى نقل مىكند : يومئ اليه عبارة السّيد فى الناصرية ، قال : استحب أصحابنا ان يقبل فى الرضاع شهادة المرأة الواحدة . « 4 » سپس يك حديث نبوى هم از سنن دارقطنى نقل مىكند كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : دعها كيف و قد شهدت السوداء « 5 » اين بچّه را تزويج نكنيد چون اين زن بر رضاع شهادت داده است ، همهء اينها قرينه مىشود كه معنى روايت را حمل بر استحباب كنيم ؛ ولى احتياجى به اين حرفها نداريم . جمعبندى : براى شهادت در باب رضاع چهار زن لازم است چون اصل ، عدم پذيرش است و لو سلمنا كه رواياتِ اثنان و واحدة هم دلالت داشته باشد اعراض مشهور ريشهء اين روايات را مىزند . 85 شهادتهنّ فى ما يخفى عليه الرجال . . . . . . . . 24 / 1 / 81 « شهادة النساء فى ما يخفى عليه الرجال » بحث در شهادات النّساء در رضاع بود . به مناسبت ، وارد بقيّهء شاخهها و شقوق شهادت نساء مىشويم . آيا شهادت نساء در امور مختصّ به آنها مانند ولادت ، نفاس ، حيض ، عُذرة ( بكارت ) ، عيوب خفيّه و امثال آن مقبول است ؟ شهادة النساء منفردات : اقوال : در مورد شهادت نساء منفردات هيچ خلافى نيست و از احدى قول به عدم قبول نقل نشده است ، بنابراين مسأله اجماعى يا كالاجماع است . ادلّهء پذيرش شهادت نساء منفردات : دو دليل ذكر شده است :
--> ( 1 ) ح 3 ، باب 12 از ابواب رضاع . ( 2 ) مستدرك ، ج 17 ، ح 8 ، باب 19 از ابواب شهادات . ( 3 ) ح 2 ، باب 24 از ابواب شهادات . ( 4 ) جواهر ، ج 29 ، ص 347 . ( 5 ) جواهر ، ج 29 ، ص 347 .